|
شعر های سورنا آرام
|
|
|
|
||||
|
تم سورنا آرام برای گوشی های سونی اریکسون سازنده اسماعیل
نسبم شاید برسد به گیاهی در هند . به سفالینه ای در خاک سیلک نسبم شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد سهراب سپهری
جواب از سورنا آرام نسبت شاید به زنی روسپی از هند و بخارا برگردد اما نسبم به نسل یزدان صفت پارسیان برمیگردد
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 22:30 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وای به خال این ندا میرزا جان هیچ کس نمیتونه با سورنا کل بیفته عاقفبش اینه دیگه برو نفرین به تو ای وارث ضحاک برو تویی آن هرزه علف در دل این خاک برو شب من روشنی از صبح وطن می گیره عشق و انسانیت از ظلم شما می میره حکم منشور بشر طعمه قانون ددان شد ننگ وناپاکی شب ندای میرزاجان شد برو نفرین به تو ای وارث ضحاک برو تویی بد کیش و کج اندیش و بد افلاک برو
شاعر سورناآرام
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 10:26 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اینم جدید ترین شعر سورنا آرام که ایرانیان باید همه به خاطر بسپارند که کی و از کدامین دیارند روزی شه شاهان ما در یک نیایش با خدا گفتا به پاس کار من اندیشه ی پر بار من روزی مرا فرصت بده رو ح مرا مهلت بده تا بنگرم خاک وطن آن سرزمین پاک من گفتا خدا به شاه ما ره بر تو بادا هر کجا کردی جهان را شادمان اینک تو و این هم جهان کوروش اهورا را ستود جز شوق پارس در او نبود با یک فرشته شادمان آمد به سوی این جهان ناگه که او آهی کشید جز آب و نم چیزی ندید گفتا چرا خا ک تنم اینگونه گشته غرق نم ویرانی خاکم زچیست فرشته هم آرام گریست کوروش به او گفتا مرا با خود ببرتا هر کجا تا بنگرم پورنان من هستند نگهدار وطن با یک نظربرشهر خود کوروش کمی افسرده شد جز مهدی وعبدالوحید عباس و سجاد و سعید نامی ز پوران نشنید آهی ز دل آنجا کشید گفتا که این گویش زچیست عباس و عبدالله کیست فرشته بنشست و گریست گفتا که اینها عربیست بعد از تو ای شاه جهان ایران به دست تازیان ویران و یکصد پاره شد نسل توهم آواره شد گوروش برآشفت و شکست که نسل من آواره گشت قومی به ما ها چیره شد افکار انسان تیره شد پس شاه شاهان را چه شد آن سرفرازان را چه شد اینک تو بر من کن روا تصویر ایران مرا کوروش که تا آن را بدید ناگه زدل آهی کشید گفتا که این خاک من است این نقش ایران من است پس شرق و غرب آن چه شد آن هند وآن یونان چه شد اینک مرا با خود ببر به سرزمین های دگر تا بنگرم همچو قدیم فخرو شکوه عالمیم گوروش در آفاقی دگر با خرقه پوشی رهگذر گفتا که من هم دم به دم از خاک ایران آمدم آن رهگذر گفتا جوان تویی تروریست جهان گوروش زدل آشفته شد از این ولایت خسته شد گفتا که ای دادار من این نیست آن خاک وطن خسته ام و بی همسفر مرا از این دنیا ببر
شاعر سورناآرام
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 10:24 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آدرس تارنمای شخصی سورنا آرام
پیام مدیر : پیروز پارسی دوستان تا کنون در این تارنما تمام شعر های سورنا آرام بوده است و جز شعر ها و عکس هاس سورنا چیزی دیگری در این تارنما دیده نخواهد شد آدرس تارنمای شخصی سورنا آرام
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 21:11 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دانلود کتاب "سروده هاي سورنا آرام" تنظيم و ساخت: سورنا (ص-ع) با قابليت جستجو و بوک مارک نوع فايل: JAR اندازه: 150 kb
اين کتاب شامل اشعاري از سورنا آرام (مردي از جنس ترانه ) ميباشد که براي اولين بار توسط صادق علوي تهيه و تنظيم شده است. در اين کتاب سروده هاي زير موجود است.
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 16:22 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به پاس حرمت خون سیاوش هنوزم در دل این خاک غوغاست الا ای تازیان چشمانتان کور خدای سرزمین من اهوراست
شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 14:20 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تو ای عشق اهورایی به دورازترس رسوایی در این دنیای اهریمن بزن بشکن غرورمن که ازعشق وطن مستم یه پیمان با خدا بستم
شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 19:24 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بازم این مردم حیرون پشت میله های زندون عابر تنهایی بی جون زیرچکمه های پنهون هرکجای این قبیله بی صدا قلبی شکسته کوشه های این ولایت همدلی چشماشو بسته دشنه و قداره اینجا سهم ما از حقمونه عشق ومعنای عدالت دیگه رفته از زمونه سرزمین من دوباره یه کویره بی بهاره سایه های غم نشسته روی خاک من دوباره شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 21:14 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آرتمیس من
بعد من تو حامی ایران من باش
یادگار پاک شیران وطن باش درهجوم سایه ها خورشید او باش
تو برای خاک من درسی نکو باش تو ی هر تیرگی با یاد اهورا
تو بگو از میهن و نژاد دارا تویی آرتمیس من آخرین امیدم
تویی در این شب سردصبح سپیدم شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 20:53 توسط پیروز پارسی
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تو قلبم زخم پنهونه هنوزم درد ایرونه هنوزم جای آزادی تو حجم تنگ زندونه هنوزم کنج شهر شب مسلسل قاتل جونه بخون ای هم و طن با من که ایران غرق درخونه تو این مرداب دین مرده کسی زنده نمی مونه بیا بشکن فسون شب که روزازشب گریزونه
شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 17:16 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سپاس فراوان از سورنا علوی برای طراحی این عکس افسوس که بر خاک سیه جمیع یاران بنشستند
آن ددمنشان دوباره در جای دلیران بنشستند ما را دگر از چوبه دار تازیان باکی نیست گرچه بر منبرخونین جفاعبابدوشان بنشستند ای کوروش و داریوش پیروز کجایید کجایید دزدان همگی در پی انهدام ایران بنشستند آن قصه ی جمشیداهورایی و زرتشت کجا رفت
ضحاک وشان دوباره بر تخت دلیران بنشستند شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 23:15 توسط پیروز پارسی
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بر گلوی خاک سرد مانده بر صد خارها میرسد زخم فسونی از شب قاجار ها شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 18:43 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این شعر را برای عربهای هزار و چهارصد سال پیش که به سرزمین پارس تاختند سروده ام عرب یعنی ندای هرزگی ها عرب یعنی وفور بردگی ها عرب یعنی زوال سربداران عرب یعنی که اعدام بهاران عرب یعنی شکستی در نهاوند عرب یعنی خدا را کرده دربند عرب یعنی که خون و کشت و کشتار عرب یعنی که وحشی ترزکفتار عرب یعنی حرامی تر زتیمور عرب یعنی که ظلم ووحشت و زور عرب یعنی که تاج وتخت ویران عرب یعنی فقط شیخ جماران بپاخیز هم وطن روز رهایست که روز مرگ این ددهای تازیست شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 14:12 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خورشید شب
ای قاصدک ای قاصدک پرواز کن از بند شب در آخر نجوای خود بیدار کن خورشید شب آغاز کن ای سورنا این قصه ی ناگفته را آزاد کن از ظلم شب این شهر در خون خفته را ای پاسبان ای پاسبان در سرزمین پاک من هر پاسبان سرباز بود در هر هجوم اهرمن شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 13:19 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بپاخیز ای برادرجان نترس ازوحشت زندان
نترس از گوله و آتش نترس ای وارث آرش
بپاخیزو نشو خسته دیگه دلواپسی بسته
نترس از فتنه دشمن بیا پیوسته شو با من
نگو بی اصل وبنیادیم که ما از پا نیفتادیم
من و توریشه خاکیم همه اندیشه ی پاکیم
شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 21:52 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هم وطن گریه نکن یه روزی ما جون می گیریم
یه روزی بهارمون و از زمستون می گیریم
هم وطن در دل شب دوباره فریاد بزن
بشکن آهنگ سکوت ونعره در باد بزن شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 18:8 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چه دنیای غم انگیزی ته شب نور غم پیداست
دوباره غم میون ما امید ناامیدی هاست
هنوزم شهر خاموشم تهی از نور مهتابه
که حتی در دل شبها ستاره غرقه در خوابه
در این مرداب بی باران شبم همچوشب یلداست
که شب با طعنه می گوید هنوزم سورنا تنهاست
شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 19:54 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دانلود آلبوم ترنم شقاوت با صدای سورنا آرام تن
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 22:34 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حالا که همه وجودم پرنیرنگ ودروغه زهرمرفین ومخدررگ شهر بی فروغه حالا که روزرهایی واسه من خواب و خیاله شوق بودنه دوباره واسه این دلم محاله تا رهایی از ندامت یک قدم فاصله مونده حسرت روزای روشن منو تا اینجا کشونده
شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 10:56 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جوانان نامتان جاوید باد وطن هم باشماها میزند فریاد
ندا در شب نوید از نور می داد نوید از وعده منشور می داد
غنچه پرپر بخواب ای غنچه پرپر در این گلدان بخواب ای ناجی شبهای بی باران بخواب ای معنی خون غرق آزادی بخواب ای مهربان سربه وطن دادی کنار خاک تو شب حجله پروانه بستند به نام نام توآیین اهریمن شکستند صدای پای تودرسینه سرد خدا رفت در این ماتم سپیدی رو به یغما رفت بدون تو شب آیینه در آیینه ها مرده دوباره نقش آزادی دراینجا جانمان برده گلای سرزمین پاک ایران را فدا کردند خداوندا ددان با سرزمین ما چه ها کردند دراین شورش خداوندا فدا نام نداها شد در این قرش صدای شب صدای سورناها شد
شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 9:49 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوباره مرگ یاران دوباره تیرباران
دوباره ضرب چکمه درشورش خیابان
صدای ناله پیچید درشور بی گناهان
دوباره زخم دشنه درسینه بهاران
دوباره آتش و خون جواب سربداران
دوباره پرسه شب درخون ماجوانان
تاکی شب و شکنجه تا کی گلوله باران
روزرهایی با ماست ای وارث جماران
باید شکست دوباره بغض سکوت ایران
یاشد در این هیاهو وارث ملک کیان شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 9:30 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نام زرتشت در دل هرآریایی زنده است زین میان نسل و تبار موسوی بازنده است نسل ما از پاکی نام و نژاد آریاست نام کروبی که ننگ و نفرت ایران ماست بارضایی حکم منشور بشر ویران شده نام ایران طعمه دزد و دد و دیوان شده کوروش و کاوه برای صلح دنیا آمدند احمدی ها مهر ویرانی به این دنیا زدند شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 17:37 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با درود بر تمام هم میهنانم که سالهاست گرفتار بی عدالتی های سازمانها و اداره های دولتی در این خفگان تاریخ اند و هر روز با فتنه جویان در مجادله اند که چرا حرمت هم بستگی و منشور آزادگی ما روزبه زوال است و همه درته مرداب سکوت بی عاطفگی ها قدم در ره خاموشی این حس خدایی دارند و کجاوه کلمات را با انبوهی از نفرت بر تن دلتنگ واژه ها کردند تا حضور جاودانه عشق در فصل های بی برگی نوید باران نباشد که من هم امروز در زیر تابش لحیب جلوگاه آتش خورشید در لابلای سنگ های از جان گذشته با فسون و تردید بی حرمتی ها با واژه ها در خود شکستم که تا چه اندازه از اصل و ریشه خویش دورماندیم که در زیر سقف یک کوه در بلندای یک شهر خاموش در قلب بی طپش (( پیربنا )) ازوفور سکوت و نابرابری ها و مرگ ترانه سخن می گویند و با لحن بد آهنگی گفت من هم زاد تو نیستم من هم رقص تن بادم هم فریاد تو نیستم ( این شعر را تقدیم می کنم به مدیریت سازمان زندانها در پیربنا خانم ........... با تمام پرسنل هایش ) بدرود هم و طن به امید روزی که دوباره در پی صلح جهانی ما قدم برداریم همه جا رنگ سکوته انگاری آدما مردن انگاری عشق و دوباره به شب عدم سپردن همه ی مردم این شهردرد تنهایی کشیدن رخنه کردن به سیاهی از سپیده دل بریدن دیگه فاصله نمونده بین بودن و نبودن که فقط خنجر کینه روی سینه ها کشوندن شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 18:11 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگه تو پیشم نیای به عشقمون شک می کنم روی قلبم اسمت و با گریه هام حک می کنم اگه تو پیشم نیای به دوریت عادت می کنم یه روزاز همین روزا بهت خیانت می کنم فکرنکن که اسمت وازخاطرم خط می زنم خاطرات عشقت و ازباورم خط می زنم تو که رفتی از غمت دباره دیوونه شدم بی تو من دربه در از خونه و ویرونه شدم شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 18:6 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بزا بی دغدغه دستا تو بگیرم توی آغوش تو جون بدم بمیرم بزا از تلخی دوریت بنوسم تا بدونی توی عشق تو اسیرم بزالب روی لبام که خیلی تنهام بزاسر رو شونه هام ناجی شبهام بزاباپرستش چشمای مستت برسم من به تموم آرزوهام شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:57 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با تو دوباره این دلم همزاد قصه ها شده ترانه های نابجام همرنگ لحظه ها شده گلای زرد بی کسی با یاد تو پرپر شدن دوباره زندگی برام زیبا و پرمعناشده حالا که با یاد تو من دل سوی دریا میکنم دل با تمام شوق خود آواره دریا شده درهر نفس ای هم نفس میمیرم از دوری ولی در اوج لحظه های من عشق من و تو ما شده وقتی صداتو قلب من از پشت پرده ها شنید تموم آرزوی من مهمون غصه ها شده ندیدن روی تو و صدای گنگ فاصله برای این من غریب تندیس گریه ها شده
شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:43 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 16:15 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گفتی هرگز نمی خوام زندگی مو حدر بدم
نمی خوام به عشق تو دوباره بال و پر بدم
گفتی از رفتن تو بدجوری دلگیره دلم
یه روز از همین روزا بی تو میمیره دلم
رفتی و بی تو دلم دربه در و سیاه شده
لحظه های زندگیم ازغم تو تباه شده
رفتی با درد و غم و گریه هم آغوش شدم
توی شعله های دل دوباره خاموش شدم
رفتی و خاطره هات قلبمو آزار میده
به من شب زده باز وعده دیدار میده
رفتی از رفتن تو همسفر جاده شدم
توی پاییز تو من یه برگ افتاده شدم رفتی از رفتن تو قلب ترانه هام شکست دل دیوونه من به عشق تازه دل نبست شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:59 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من ایرانیم من همان نوباوه ایران زمین از تبار کورش نام آورم در غم زمزمه های رفتنم بی خیال ضجه های مردنم وارثی از وارثان سورنا در تکاپوی نجات میهنم خاک من فریاد شاهانت چه شد سلسله داران ایرانت چه شد مرگ تو مرگ نژاد آریاست داریوش و کورش رادت چه شد شاعر سورناآرام با اجرای ماندگار از حجت لطیفی و علی شفیعی
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 20:48 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مسافر شب آخه من چيزي ندارم که به پاي تو ببازم به خدا چيزي ندارم جز يه قلب پاره پاره که تو پاييز زمستون به اميده نوبهاره دل سرسپرده ي من بي غرورو بي بهانه خوگرفته با فسونه زخم کهنه ی ترانه با يه کوله بار ترديد راهيم به شهر خورشيد که يه شب زده تموم غزلاي منو دزديد شعر از سورنا آرام
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 20:39 توسط پیروز پارسی
|
|
|||||
|
|||||